تنها

تنها تمام وجودم

تنها

تنها تمام وجودم

پاوه سرخ

قهرمان

وقتی که به دنیا امد مادرش دستهایش را به سوی آسمان بلند کرد وبا صدای لرزان گفت الهی

شکرت صورتی زیبایی داشت اسمش را مصطفی گذاشت او در سال 1311 در تهران

خیابان پانزده خرداد فعلی بازار آهنگران سر پولک متولد شد تحصیلات خود را در مدرسه انصاریه نزدیک پا منار آغاز کرد و در داروالفنون والبرزدوران متوسطه را گذراند واز 15 سالگی در درس قرآن مرحوم ایت الله طالقانی در مسجد هدایت و درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری شرکت کرد.

و مهندس الکترو مکانیک در دانشگاه فنی تهران گذراند در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی دانشجویان  ممتاز به امریکا اعزام شد در امریکا با همکاری بعضی  از دوستانش برای اولین بار انجمن اسلامی دانشجویان امریکا پایه ریزی کرد .

به همین دلیل بورس تحصیلاتش از سوی رژیم شاه قطع شد .پس از قیام 1342 به خاطر حمایت ازرهبری امام خمینی (ره) راهی کشور مصر شد ومدت 2سال سخترین دوره های چریکی وپارتیزانی را آموزش دید.

وبعد برای ایجاد پایگاه چرییکی مستقل برای مبارزان ایرانی رهسپار لبنان شد در ان جا با کمک امام موسی صدر سازمان امل را بر اثاث اصول ومبانی اسلامی پی ریزی کرد و پرچم تشیع را در برابر صهیو نیزم اشغالگر به احتراز در آورد .

با به وجود امدن قضیه شهر پاوه به فرمان امام خمینی به عنوان فرمانده و شهر را از چنگال دشمنان انقلاب و اسلام رهانید.

بعد از بازگشت به تهران از طرف رهبر عالی قدر انقلاب امام خمینی( ره) به وزارت دفاع منصوب گردید . دکتر مصطفی چمران در اولین دور انتخابات مجلس شورای اسلامی از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد .

با شروع جنگ تحمیلی ستاد جنگ های نا منظم را در اهواز تشکیل داد وخود فرماندهی ان را به عهده گرفت که فرمانده ایش را یکی از یاران نزذیک او ایرج رستمی به عهده گرفت.

متن کوروش

اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم
و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا
پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.
من تا
روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد
.تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است
که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند
.من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کل ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.
من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم
و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد
.از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

 
برای مطالعه زندگینامه کوروش ادامه مطلب را کلی
ک کنید واقعا جذاب و جالبه. برای استفاده کامل اونو ذخیره کرده و در رمانی مناسب مطالع کنید  تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون وکتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه می‌‌باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس و حسن پیرنیا، شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفته‌اند. بنا به نوشته هرودوت، آژی دهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. آژی دهاک تعبیر خواب خویش را از مغ‌ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژی دهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا می‌‌ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژی دهاک دختر خود را به کمبوجیه اول شاه آنشان که خراجگزار ماد بود، به زناشویی داد.
ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه
ماد، این بار هم از مغ‌ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. آستیاگ بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زادهٔ دخترش را به یکی از بستگانش بنام هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود، چون یکم کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد، در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام میترادات (مهرداد) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد.
چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام
سپاکو از موضوع با خبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. مهرداد شهامت این کار را نداشت، ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت.
روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود، با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می‌‌کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازیهای خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. پس از پایان ماجرا، فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده است وی را تنبیه کنند. پدرش او را نزد آژی دهاک برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: "تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگ‌ترین مقام کشوری است، چنین کنی؟" کوروش پاسخ داد: "در این باره حق با من است، زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد، من دستور تنبیه او را دادم، حال اگر شایسته مجازات می‌‌باشم، اختیار با توست."
آژی دهاک از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد، مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می‌‌گذرد با سن این کودک برابری می‌کند. بنابراین آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: "این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده است." اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند.
چوپان ناچار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای آژی دهاک آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس آژی دهاک دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید، موضوع را حدس زد و در برابر پرسش آژی دهاک که از او پرسید: "با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟" پاسخ داد: "پس از آن که طفل را به خانه بردم، تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم" و ماجرا را به طور کامل نقل نمود.(رضایی،دکتر عبدالعظیم،تاریخ ده هزار ساله ایران) آژی دهاک چون از ماجرا خبردار گردید خطاب به هارپاگ گفت :امشب به افتخار زنده بودن و پیدا کردن کوروش جشنی در دربار برپا خواهم کرد. پس تو نیز به خانه برو و خود را برای جشن آماده کن و پسرت را به اینجا بفرست تا با کوروش بازی کند. هارپاگ چنین کرد. از آنطرف آژی دهاک مغان را به حضور طلبید و در مورد کورش و خوابهایی که قبلاً دیده بود دوباره سوال کرد و نظر آنها را پرسید. مغان به وی گفتند که شاه نباید نگران باشد زیرا رویا به حقیقت پیوسته و کوروش در حین بازی شاه شده است پس دیگر جای نگرانی ندارد و قبلاً نیز اتفاق افتاده که رویاها به این صورت تعبیر گردند. شاه از این ماجرا خوشحال شد. شب هنگام هارپاگ خوشحال و بی خبر از همه جا به مهمانی آمد. شاه دستور داد تا از گوشتهایی که آماده کرده اند به هارپاگ بدهند ؛ سپس به هارپاگ گفت می خواهی بدانی که این گوشتهای لذیذ که خوردی چگونه تهیه شده اند.سپس دستور داد ظرفی را که حاوی سر و دست و پاهای بریده فرزند هارپاگ بود را به وی نشان دهند . هنگامی که ماموران شاه درپوش ظرف را برداشتند هارپاگ سر و دست و پاهای بریده فرزند خود را دید و گرچه به وحشت افتاده بود. خود را کنترول نمود و هیچ تغییری در صورت وی رخ نداد و خطاب به شاه گفت: هرچه شاه انجام دهد همان درست است و ما فرمانبرداریم.این نتیجه نافرمانی هارپاگ از دستور شاه در کشتن کوروش بود.(رضایی،دکتر عبدالعظیم،تاریخ ده هزار ساله ایران)
کوروش برای مدتی در دربار آژی دهاک ماند سپس به دستور وی عازم آنشان شد . پدر کوروش
کمبوجیه اول و مادرش ماندانا از وی استقبال گرمی به عمل آوردند. کوروش در دربار کمبوجیه اول خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت. بعد از مرگ پدر وی شاه آنشان شد.(رضایی،دکتر عبدالعظیم،تاریخ ده هزار ساله ایران)
بعد از آنکه کوروش شاه آنشان شد در اندیشه حمله به مادافتاد.دراین میان هارپاگ نقشی عمده بازی کرد.هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد ایشتوویگو(آژی دهاک)شورانید و موفق شد، کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد.با شکست کشور ماد به‌وسیله
پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود، پادشاهی ۳۵ سالهایشتوویگو پادشاه ماد به انتها رسید، اما به گفته هرودوت کوروش به ایشتوویگو آسیبی وارد نیاورد و او را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود.کوروش پس از آنکه ماد و پارس را متحد کرد و خود را شاه ماد و پارس نامید، در حالیکه بابل به او خیانت کرده بود، خردمندانه از قارون، شاه لیدی خواست تا حکومت او را به رسمیت بشناسد و در عوض کوروش نیز سلطنت او را بر لیدی قبول نماید. اما قارون (کرزوس) در کمال کم خردی به جای قبول این پیشنهاد به فکر گسترش مرزهای کشور خود افتاد و به این خاطر با شتاب سپاهیانش را از رود هالسی (قزل‌ایرماق امروزی در کشور ترکیه) که مرز کشوری وی و ماد بود گذراند و کوروش هم با دیدن این حرکت خصمانه، از همدان به سوی لیدی حرکت کرد و دژسارد که آن را تسخیر ناپذیر می‌پنداشتند، با صعود تعدادی از سربازان ایرانی از دیواره‌های آن سقوط کرد و قارون (کروزوس)، شاه لیدی به اسارت ایرانیان درآمد و کوروش مرز کشور خود را به دریای روم و همسایگی یونانیان رسانید. نکته قابل توجه رفتار کوروش پس ازشکست قارون است. کوروش، شاه شکست خورده لیدی را نکشت و تحقیر ننمود، بلکه تا پایان عمر تحت حمایت کوروش زندگی کرد و مردمسارد علی رغم آن که حدود سه ماه لشکریان کوروش را در شرایط جنگی و در حالت محاصره شهر خود معطل کرده بودند، مشمول عفو شدند.
پس از لیدی کوروش نواحی شرقی را یکی پس از دیگری زیر فرمان خود در آورد و به ترتیب
گرگان (هیرکانی)، پارت، هریو (هرات)، رخج، مرو، بلخ، زرنگیانا (سیستان) و سوگود (نواحی بین آمودریا و سیردریا) و ثتگوش (شمال غربی هند) را مطیع خود کرد. هدف اصلی کوروش از لشکرکشی به شرق، تأ مین امنیت و تحکیم موقعیت بود وگرنه در سمت شرق ایران آن روزگار، حکومتی که بتواند با کوروش به معارضه بپردازد وجود نداشت. کوروش با زیر فرمان آوردن نواحی شرق ایران، وسعت سرزمین‌های تحت تابعیت خود را دو برابر کرد. حال دیگر پادشاه بابِل از خیانت خود به کوروش و عهد شکنی در حق وی که در اوائل پیروزی او بر ماد انجام داده بود واقعاً پشیمان شده بود. البته ناگفته نماند که یکی از دلایل اصلی ترس «نبونید» پادشاه بابِل، همانا شهرت کوروش به داشتن سجایای اخلاقی و محبوبیت او در نزد مردم بابِل از یک سو و نیز پیش‌بینی‌های پیامبران بنی اسرائیل درباره آزادی قوم یهود به دست کوروش از سوی دیگر بود.
بابل بدون مدافعه در ۲۲ مهرماه سال ۵۳۹ ق.م سقوط کرد و فقط محله شاهی چند روز مقاومت ورزیدند، پادشاه محبوس گردید و کوروش طبق عادت، در کمال آزاد منشی با وی رفتار کرد و در سال بعد (۵۳۸ق.م) هنگامی که او در گذشت عزای ملی اعلام شد و خود کوروش در آن شرکت کرد. با فتح
بابل مستعمرات آن یعنی سوریه، فلسطین و فنیقیه نیز سر تسلیم پیش نهادند و به حوزه حکومتی اضافه شدند. رفتار کوروش پس از فتح بابل جایگاه خاصی بین باستان‌شناسان و حتی حقوقدانان دارد. او یهودیان را آزاد کرد و ضمن مسترد داشتن کلیه اموالی که بخت النصر (نبوکد نصر) پادشاه مقتدر بابِل در فتح اورشلیم از هیکل سلیمان به غنیمت گرفته بود، کمک‌های بسیاری از نظر مالی و امکانات به آنان نمود تا بتوانند به اورشلیم بازگردند و دستور بازسازی هیکل سلیمان را صادر کرد و به همین خاطر در بین یهودیان به عنوان منجی معروف گشت که در تاریخ یهود و در تورات ثبت است علاوه بر این به همین دلیل دولت اسرائیل از کوروش قدردانی کرده و یادش را گرامی داشته‌است.
کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب اقوام وحشی
سکا که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد. میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کورش باید از آن عبور می‌کردند. هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. استدالال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کورش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می افتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرد. در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی‌رسد. کورش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود. پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند. طبق کتاب "کوروش در عهد عتیق و قرآن مجید" نوشته دکتر فریدون بدره ای و از انتشارات امیر کبیر کوروش در این جنگ کشته نشده و حتی پس از این نیز با سکاها جنگیده است.
پس از مرگ کورش، فرزند ارشد او
کمبوجیه به سلطنت رسید. وی، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه، دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد. در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهتی بسیار به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند. کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده‌نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت. کورش بجز این دو پسر، دارای دو دختر به نام های آتوسا و پارمیدا بود که آتوسا بعدها با داریوش اول ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد.

تاریخچه 41 ساله شهرآورد پایتخت

تاریخچه 41 ساله شهرآورد پایتخت


   در شصت و هفتمین دیدار گذشته دو تیم ، 20 پیروزی برای استقلال ، 16 برد برای پرسپولیس و 31 بازی نیز به تساوی انجامیده است.
در بیست و چهار دیداری که دو تیم در زمستان برگزار کرده اند، تیم استقلال صاحب شش پیروزی، پرسپولیس سه برد و 15 بازی با نتیجه تساوی به پایان رسیده است.
گزارش ذیل نگاهی گذرا به دیدارهای انجام شده دو تیم فوتبال استقلال و پرسپولیس از آغاز (فروردین 47) تا به امروز دارد:

1 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 16 فروردین سال 1347
2 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 20 دی سال 1347
3 - پرسپولیس 1 استقلال 3 ، 31 مرداد سال 1348
گل های تیم استقلال : احمد منشی زاده دقیقه 8 ، علی جباری 44 ، کارو حق وردیان 88
گل تیم پرسپولیس : ناظم گنجاپور دقیقه 72
4 - پرسپولیس صفر استقلال 1 (صفر بر 3)، 17 بهمن 1348
گل تیم استقلال : غلامحسین مظلومی 9
این بازی تادقیقه 82 ادامه یافت ،اما در این لحظه تیم پرسپولیس میدان را به دلیل اعتراض به نحوه قضاوت ترک کرد و فدراسیون فوتبال نتیجه را 3بر صفر به سود استقلال اعلام کرد.
5 - پرسپولیس 2 استقلال 3 ، 3 مهر 1349
گلهای تیم استقلال : جواد قراب 73، کارو حق وردیان 87، عباس مژدهی 88
گلهای تیم پرسپولیس : علی پروین 7 ، حسین کلانی 23
6 - پرسپولیس 1 استقلال 1 (صفربر3)، 27 دی 1349
گل استقلال : عباس مژدهی 75
گل پرسپولیس : حسین کلانی 2
این بازی تا دقیقه 75 یک بر یک مساوی بود که پرسپولیس به دلیل اعتراض به قضاوت داور ، زمین را ترک کرد و طبق رای صادره از سوی فدراسیون فوتبال تیم استقلال 3 برصفر برنده شد.
7 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 28 خرداد 1350
گل تیم استقلال : غلامحسین مظلومی 30
گل تیم پرسپولیس : صفر ایرانپاک 90
8 - پرسپولیس 4 استقلال 1، 15 بهمن 1350
گل تیم استقلال : علی جباری 75
گلهای تیم پرسپولیس : حسین کلانی 43 و 90 ، صفر ایرانپاک 56 ، محمود خوردبین 75
9 - پرسپولیس 2 استقلال صفر، 3 فروردین 1351
گلهای تیم پرسپولیس : صفر ایرانپاک 50 ، حسین کلانی 89
10 - پرسپولیس صفر استقلال 2، 11 اسفند 1351
گلهای تیم استقلال : علی جباری 40 و87
11 - پرسپولیس صفر استقلال 1، 25 خرداد 1352
گل تیم استقلال : رضا عادلخانی 3
12 - پرسپولیس 6 استقلال صفر، 16 شهریور 1352
گلهای تیم پرسپولیس : همایون بهزادی 90،86،50، ایرج سلیمانی 45 و 56، حسین کلانی 32.
13 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 18 آذر 1352
گل تیم استقلال : علی جباری 70
گل تیم پرسپولیس : همایون بهزادی 46
14 - پرسپولیس صفر استقلال 1 ، 4 خرداد 1353
گل تیم استقلال : حسن روشن 88
15 - پرسپولیس 2 استقلال 1 ، 27 آذر 1353
گل تیم استقلال : غلامحسین مظلومی 60
گلهای تیم پرسپولیس : صفر ایرانپاک 50 و اسماعیل حاج رحیمی پور 65
16 - پرسپولیس 1 استقلال 3، 15 اردیبهشت 1354
گلهای تیم استقلال : غلامحسین مظلومی 11 و 62 ، مسعود مژدهی 47
گل تیم پرسپولیس : صفر ایرانپاک 53
17 - پرسپولیس 2 استقلال صفر، 25 مهر 1354
گلهای تیم پرسپولیس : جهانگیر فتاحی 22 ، اسماعیل حاج رحیمی پور 38
18 - پرسپولیس 1 استقلال 1 ، 27 اسفند 1354
گل تیم استقلال : مسعود مژدهی 20
گل تیم پرسپولیس : محمود خوردبین 85
19 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 2 مهر 1355
گل تیم استقلال : هادی نراقی 26
گل تیم پرسپولیس : علی پروین 40
20 - پرسپولیس صفر استقلال 3، 18 اردیبهشت 1356
گلهای تیم استقلال : محرم عاشوری 45، حسن روشن 83، سعید مراغه چیان 88
21 - پرسپولیس 2 استقلال 1، 18 آذر 1356
گل تیم استقلال : حسن روشن 85
گلهای تیم پرسپولیس : صفر ایرانپاک 15 و 34
22 - پرسپولیس صفر استقلال 1، 25 آبان 1358
گل تیم استقلال : غلامرضا فتح آبادی 42
این بازی دردقیقه 75 به دلیل هجوم تماشاگران به داخل زمین نیمه تمام ماند(این دیداردوستانه به مناسبت بزرگداشت مرحوم علی دانایی فر برگزار شد)
23 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 13 تیر 1359
24 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 16 مهر 1360
25 - پرسپولیس 1 استقلال 1 ، 17 دی 1361
گل تیم پرسپولیس : غلامرضا فتح آبادی 10
گل تیم استقلال : بهتاش فریبا 87
26 - پرسپولیس صفر استقلال 1 ، 15 مهر 1362.
گل تیم استقلال : پرویز مظلومی 59
27 - پرسپولیس 3 استقلال صفر، 25 خرداد 1365
گلهای تیم پرسپولیس : شاهرخ بیانی 12 - پنالتی و 52،ناصر محمدخانی 60
28 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 7 فروردین 1366
29 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 18 شهریور 1367
گل تیم استقلال : جعفر مختاری فر 60
گل تیم پرسپولیس : فرشاد پیوس 46
30 - پرسپولیس 4 استقلال 2 (وقت معمولی صفر - صفر) ، 19 اسفند 1367
گلهای تیم استقلال ( پنالتی ): جعفرمختاری فر ، رضاحسن زاده
گلهای تیم پرسپولیس ( پنالتی ) : مجتبی محرمی ، رحیم یوسفی ، محسن آشوری ، مرتضی کرمانی مقدم
این دیدار از سری مسابقات فوتبال جام حذفی باشگاه های کشور برگزار شد.
31 - پرسپولیس 1 استقلال صفر، 17 آذر 1368
گل تیم پرسپولیس : رضا عابدیان 18
32 - پرسپولیس 1 استقلال 2، 4 خرداد 1369
گلهای تیم استقلال : عباس سرخاب 46 ، صمد مرفاوی 72
گل تیم پرسپولیس : نادر میراحمدیان 12
33 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 28 دی 1369
گل تیم استقلال : شاهرخ بیانی 62 - پنالتی
گل تیم پرسپولیس : فرشاد پیوس 75
34 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 4 بهمن 1370
35 - پرسپولیس صفر استقلال 2 ، 15 اسفند 1370
گلهای تیم استقلال : صمد مرفاوی 8 ، صادق ورمزیار 15
36 - پرسپولیس صفر استقلال 1، 8 خرداد 1371
گل تیم استقلال : صمد مرفاوی 48
37 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 11 دی 1371
38 - پرسپولیس 2 استقلال 2 (صفربر3)،30 دی 1373
گلهای تیم استقلال : صادق ورمزیار 79 - پنالتی ، ادموند اختر 87
گلهای تیم پرسپولیس : فرشاد پیوس 51 - پنالتی ، بهزاد داداش زاده 56
این بازی تا دقیقه 88 دو بر دو مساوی بود ، اما به دلیل درگیری بازیکنان دوتیم و هجوم تماشاگران به داخل زمین نیمه تمام ماند و درنهایت با رای فدراسیون تیم استقلال 3 برصفر برنده شد.
39 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 7 بهمن 1373
40 - پرسپولیس 1 استقلال 3، 6 مرداد 1374
گلهای تیم استقلال : ادموند اختر7 ، صادق ورمزیار 16 - پنالتی ، محمد تقوی 36
گل تیم پرسپولیس : مرتضی کرمانی مقدم 49
41 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 8 دی 1374
42 - پرسپولیس 1 استقلال صفر، 27 مهر 1375
گل تیم پرسپولیس : ادموند بزیک 87
43 - پرسپولیس 3 استقلال صفر، 20 تیر 1376
گلهای تیم پرسپولیس : ادموند بزیک 30 ، مهدی مهدوی کیا71 ، بهنام طاهر زاده 87
44 - پرسپولیس 1 استقلال صفر، 22 آبان 1377
گل تیم پرسپولیس : مهدی هاشمی نسب 45
45 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 20 فروردین 1378
گل تیم استقلال : فرد ملکیان 43
گل تیم پرسپولیس : مهدی هاشمی نسب 3
46 - پرسپولیس 2 استقلال 1، 20 تیر 1378
گل تیم استقلال : سهراب بختیاری زاده 50
گلهای تیم پرسپولیس : مهدی هاشمی نسب 12 - پنالتی ،افشین پیروانی 85
47 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 2 مهر 1378
48 - پرسپولیس 2 استقلال صفر، 8 اسفند 1378
گلهای تیم پرسپولیس : مهدی هاشمی نسب 7 ، پایان رافت 80
49 - پرسپولیس 2 استقلال 2، 9 دی 1379
گلهای تیم استقلال : محمد نوازی 67 ، مهدی هاشمی نسب 86
گلهای تیم پرسپولیس : بهروز رهبری فرد 57 - پنالتی ، علی کریمی 89
50 - پرسپولیس صفر استقلال 1 ، 5 اسفند 1379
گل استقلال : علیرضا اکبرپور دقیقه 72
51 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 28 اسفند 1380
گل پرسپولیس : رضا جباری دقیقه 25
گل استقلال : محمد نوازی دقیقه 38 - پنالتی
52 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، 19 اردیبهشت 1381
53 - پرسپولیس 1 استقلال 1، 20 دی ماه 1381
گل استقلال : علی سامره دقیقه 1
گل پرسپولیس : علی انصاریان دقیقه 70 - پنالتی
54 - پرسپولیس 2 استقلال 1، 23 خردادماه 1382
گلهای تیم پرسپولیس : یحیی گل محمدی 11 و بهنام ابوالقاسم پور 50
گل تیم استقلال : علیرضا اکبرپور 63
55 - پرسپولیس 1 استقلال 2، 25 مهرماه 1382
گل پرسپولیس : عیسی ترائوره 70
گلهای تیم استقلال : علی سامره 8 و محمود فکری 57
56 - پرسپولیس 1 استقلال 1 ، 13 بهمن ماه 1382
گل تیم پرسپولیس : حامد کاویانپور 20
گل تیم استقلال : داود سید عباسی 3
57 - پرسپولیس صفر استقلال صفر، اول آبان ماه 1383
58 - پرسپولیس 2 استقلال 3 ، 7 اسفند ماه 1383
گل های پرسپولیس : شیث رضایی 74 و سهراب انتظاری 77
گل های استقلال تهران :رضا عنایتی 68،محمود فکری 83 و پیروز قربانی 2+90
59 - پرسپولیس صفر استقلال 1 ، 13 آبان ماه 1384
گل استقلال : رضا عنایتی 56 .
60- استقلال صفر پرسپولیس صفر، 19 اسنفدماه 1384
61 - پرسپولیس 2 استقلال 1 ، 12 آبان ماه 1385
گلهای پرسپولیس : مهرزاد معدنچی 23 ، مهرداد اولادی 71 .
گل استقلال : امیرحسین صادقی 17
62 - استقلال 1 پرسپولیس 1، 10 فروردین ماه 1386
گل استقلال : علی علیزاده در دقیقه 43
گل پرسپولیس : علیرضا نیکبخت واحدی
63 - استقلال 1 پرسپولیس 1 ، 22 مهرماه 1386
گل استقلال : امید روانخواه دقیقه 57
گل پرسپولیس : محسن خلیلی
64 - پرسپولیس 1 استقلال 1 ، 15 فروردین ماه 1387
گل پرسپولیس : محسن خلیلی دقیقه 26
گل استقلال : امید روانخواه دقیقه 4
65 - پرسپولیس 1 استقلال 1 ، 15 مهرماه 1387
گل پرسپولیس: علی کریمی در دقیقه 87
گل استقلال : آرش برهانی در دقیقه 46
66- استقلال 1 پرسپولیس 1 ، 26 بهمن ماه 1387
گل استقلال : مجتبی جباری در دقیقه 67
گل پرسپولیس : مازیار زارع در دقیقه 4+90
67- پرسپولیس 1 استقلال تهران 1، 11مهر ماه 1388
گل پرسپولیس :‌ عادل کلاه کج در دقیقه 51
گل استقلال :‌ فرهاد مجیدی در دقیقه 56

68-پرسپولیس 2 استقلال تهران 1

گلهای پرسپولیس هادی نوروزی و کریم باقری

گل استقلال فرهاد مجیدی